دو آهنگ جدید از محسن یگانه

دانلود آهنگ کاش با کیفت ۱۲۸ قلب یخی با کیفیت ۱۲۸
کی من ؟

دانلود آهنگ کاش با کیفت ۱۲۸ قلب یخی با کیفیت ۱۲۸
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای محسن یگانه با نام یالان. با 3 كيفيت متفاوت ...
( به همراه ترجمه فارسي آهنگ )

لینک مستقیم :
آهنگ با کیفیت MP3 128
يالان
آهنگ با کیفیت OGG 64
يالان
آهنگ با کیفیت WMA 20
يالان
ترجمه آهنگ يالان:
Geri döndüren gördün mü geçmişi
گذشته ای راکه پشت سر گذاشتی را دیدی
Boşa soldurdun o nazlı gençliği
آن جوانی نازنین را بی دلیل از بین بردی
Bir avuç toprak için yor kendini
برای مشتی خاک خودت را خسته می کنی
Dünyada ölümden başkası yalan
در دنیا بجز مرگ همه چیز دروغ است
Yalan başkası yalan
دروغ همه چیز دروغ
Dünyada ölümden başkası yalan
در دنیا بجز مرگ همه چیز دروغ است
Zaman kendine benzetmez herkes
زمان هیچ کس را شبیه خودش نمی کند
Hesapsız açar baharlar pembeyi
بهار بی حساب شکوفه ها را می شکفد
Açmadığın dalda sözün geçer mi
آیا می توانی شاخه ای را که نشکفته شکوفا کنی
Dünyada ölümden başkası yalan
در دنیا بجز مرگ همه چیز دروغ است
Sitem etme haberi yok dağların
شکوه نکن که کوهها خبر ندارند
Gözlerini ellerinle bağladın
چشمانت را با دستهایت بسته ای
Faydası yok geç kalınmış fidanın
فاید ه ای ندارد نهالی که دیر کاشته شده با شد
Dünyada ölümden başkası yalan
ارزوی بزرگ
همه درصف ایستاده بودند و به نوبت آرزوهایشان را می گفتند. بعضی ها آرزوهای خیلی بزرگی داشتند. بعضی ها هم آرزوهای بسیار کوچک و پست!
نوبت به او رسید. از او پرسیدند: چه آرزویی داری؟
گفت : می خواهم همیشه به دیگران یاد بدهم، بی آنکه مدعی دانستن (دانایی) باشم.
پذیرفته شد! گفتند چشمانت را ببند! چشمانش را بست.
وقتی چشمانش را باز کرد، دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ در آمده است! با خود اندیشید: حتما اشتباهی رخ داده، من که این را نخواسته بودم!
سالها گذشت. روزی داغی اره را بر روی کمر خود حس کرد. بازاندیشید: عمر به پایان رسید و من بهره خویش را از زندگی نگرفتم! با فریادی غمبار سقوط کرد. نفهمید چه مدت خواب بود یا بیهوش! با صدایی غریب؛ که از روی تنش بلند می شد؛ به هوش آمد. تخته سیاهی بر دیوار کلاسی شده بود.
دفتر مشق کثیف
معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ...
دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت: بله خانوم؟
معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رومیاری مدرسه می خوام درمورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم!
دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:
خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن... اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم...
معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت: بشین سارا ...
و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد... ![]()
![]()
![]()
![]()